اما چای بخوریم

این روزها را ترجیح می دهم جوراب بافتنی بپوشم ... موهایم را پریشان کنم ... یک گوشه ی دنج و گرم برای پاییزم پیدا کنم که به پنجره هم نزدیک باشد ؛ بعضی روزها آفتاب کم جانی هم رویم بیفتد و چند کتاب مورد علاقه ام را دورم بچینم و سلکشن آهنگهای بی کلام و شاید هم باکلام اما آرام ، یک پتوی سبک هم می خواهم ، بعد همانجا کز کنم و حرف نزنیم ... 

نظرات

پست‌های معروف از این وبلاگ

تو کجایی در این روز شهریوری

لطفا با یخ شکن وارد شوید

زندگی در حباب