چهارشنبه، خرداد ۳۱

خدابیامرز

نامبرده 
تلخی را 
به شیرینی 
می زیست 

۱ نظر:

ناشناس گفت...

و نام برده
در آخرین بعد از ظهر بهاری سال
به نگاه نشسته بود

این مخلوقات ساده ی بامزه ؟!

می گم دندونم درد می کنه ، مثل اسب آبی ریسه میره : تو که دندون نداری ، بقیه هم پشت سرش هی حرفای بی مزه می زنن و می خندن از خندشون خندم می گ...