سه‌شنبه، خرداد ۳۰

ضیافت تنهایی

سحر بیدار شوی 
لباس های پلوخوری ات را تن کنی و مو بیارایی و خودت را 
پیاده نروی که امروز میهمانی 
بوی تمیزی و اشرافیت بدهی ... راضی باشی از خود تا لحظه ی آخر که هر کس غرق خود است و شور شروع میهمانی ...
خب دیگر تمام شد ...
بنشینی پای دستگاه ... 

هیچ نظری موجود نیست:

این مخلوقات ساده ی بامزه ؟!

می گم دندونم درد می کنه ، مثل اسب آبی ریسه میره : تو که دندون نداری ، بقیه هم پشت سرش هی حرفای بی مزه می زنن و می خندن از خندشون خندم می گ...