چهارشنبه، مهر ۲۶

امروز روز خاصی بود

گفتم امروز هم گذشت بی اینکه هیچ اتفاق خاصی بیفتد 
گفت خاص بودن روزت را خودت می سازی دختر 
گفتم اما امروزم ... باید فرق می کرد
گفت فرق می کند 
گفتم چه فرقی ؟
گفت بیاندیش 
من 
زنی که در بیست و ششمین روز هفتمین ماه سال 
ظرف می شوید 
بادمجان سرخ می کند 
و زیر لب آواز می خواند 
اما فکرش کنار کتابها ، ترجمه ها و تمام قوانین و فلسفه ها جا مانده است 

راستی 
چای بریزم؟

هیچ نظری موجود نیست:

بیا تقسیم کنیم : من عاشقت می شوم ، تو جای من زندگی کن !

میم می گفت مشکل مادر ، مشکل خیلی از زن هاست، زن هایی که تمام زندگی شان زیر بلیط همسر خود بوده اند و هیچ وقت تجربه زندگی مستقل را نداشته ...