پنجشنبه، مرداد ۲۶

بی خبر رفتی

گلدان هایش را به امانت سپرد 
و رفت 
.
.
تو که زبان شمعدانی ها را می دانستی 
عطرشان را به که سپردی ؟
تو که بی خبر رفتی 
هنوز هم مرا یادت هست؟

۱ نظر:

  1. یادها
    بادها
    و خاطراتی که عطر شمع دانی های شمالی ترین لحظه های این جنوبی ترین مرد را به دستان تو سپرد



    مرد

    پاسخحذف