بی خبر رفتی

گلدان هایش را به امانت سپرد 
و رفت 
.
.
تو که زبان شمعدانی ها را می دانستی 
عطرشان را به که سپردی ؟
تو که بی خبر رفتی 
هنوز هم مرا یادت هست؟

نظرات

  1. یادها
    بادها
    و خاطراتی که عطر شمع دانی های شمالی ترین لحظه های این جنوبی ترین مرد را به دستان تو سپرد



    مرد

    پاسخحذف

ارسال یک نظر

پست‌های معروف از این وبلاگ

تو کجایی در این روز شهریوری

لطفا با یخ شکن وارد شوید

زندگی در حباب