پنجشنبه، آبان ۱۸

من از دست دادن را به دست آورده ام

همان وقت که به کینه ی تازه ات می اندیشی 
واژه های مستعمل را
به یافتن کلمه ای جدید زیر و رو می کنم 
عاشق بودن ادعای بزرگی است 
اما دوست داشتن را خوب می دانم 
میان هجوم حرف و اشک 
تکیه به سیلاب بغض دادن 
انتظار برای شروع رقابت است 
و من 
هیچ گاه رقابتی را آغاز نکرده ام 
اما باختنی که برنده ام کند را خوب بلدم 



پ.ن : عنوان شعری است از علیرضا روشن

هیچ نظری موجود نیست:

پاییز بود، پا لیز بود ...

می خواستم بنویسم حالم خیلی خوب است ، از آن خوب هایی که منتظرم هر لحظه خبر خوشی برسد و خوب تر شوم . ته دلم جای یک شادی بزرگتر ضعف می رفت ، ...