پنجشنبه، دی ۱۴

نگرانی و بی تفاوتی که اینبار نمی شود

جز فرسایش ِ قلم 
چه مرهمی ست تحمل ِ بودن را؟

انتظار سخت ترین مرحله ی بازی همیشگی مان است  ... و من معمولا انتظار را به بی تفاوتی می کشانم که خفه اش کرده باشم که خود خفه می شوم 

هیچ نظری موجود نیست:

دور از رخ تو دم به دم از گوشه چشمم... سیلاب سرشک آمد و طوفان بلا رفت.

چند روزی بود دنبال یک وقت مناسب می گشتم تا مثل قدیم راحت بنویسم و آرام بگیرم ولی دریغ ...  می خواستم مفصل برایت تعریف کنم ، از تو تشکر ک...