جمعه، آذر ۱۷

لب خند

من
 از فهم ِ نامفهوم ِ واژه های پیچیده معذورم 
اینها که می بینی واژه نیست 
درد است که 
موزون بر جان می نشیند 
من 
هنوزهم جَلد ِ سادگی انحنای لبانت می شوم

هیچ نظری موجود نیست:

دور از رخ تو دم به دم از گوشه چشمم... سیلاب سرشک آمد و طوفان بلا رفت.

چند روزی بود دنبال یک وقت مناسب می گشتم تا مثل قدیم راحت بنویسم و آرام بگیرم ولی دریغ ...  می خواستم مفصل برایت تعریف کنم ، از تو تشکر ک...