خزان زده

دیوانه می شوم 
به پاییز 
حتی اگر تابستان باشد 

دور بمان 
که تاب نداری ...


آفرودیته

نظرات

  1. بر دوش کشیده ام زجر تمامی آدمیت را
    مترسانم
    هواری نیست
    به مهمانی دیوانگی هایت آمده ام
    جرعه ای آب بیاور تا گل های شاهپسند را گلویی تازه کنم


    د

    پاسخحذف

ارسال یک نظر

پست‌های معروف از این وبلاگ

تو کجایی در این روز شهریوری

لطفا با یخ شکن وارد شوید

زندگی در حباب