یکشنبه، اردیبهشت ۲۴

کودکی که منم

کودکم هنوز 
می دانم که می دانی 
کودکی عجیب 
که کتاب می خواند 
گردش می رود 
دانشجو می شود 
زن و مادر می شود 
کودکی که می خندد 
گریه می کند 
دلتنگ می شود 
مرد می شود 
یقین دارد به شک 
اطمینان به تولد 
کودکم هنوز 
کودکی که همیشه
کودکی اش را پشت حرفهای بیهوده پنهان می کند 

هیچ نظری موجود نیست:

پاییز بود، پا لیز بود ...

می خواستم بنویسم حالم خیلی خوب است ، از آن خوب هایی که منتظرم هر لحظه خبر خوشی برسد و خوب تر شوم . ته دلم جای یک شادی بزرگتر ضعف می رفت ، ...